۵۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شیعیان» ثبت شده است

    • همه ی آنهایی که امام موسی صدر را امام نمی دانند

      - دسته ای از مردم که می گویند امام مقامی است که خدا به اشخاصی که خودش صلاح دانسته عطا کرده و امام فقط 12 تا داریم نه بیشتر. البته این دوستان باید بدانند مقام امامت و رسالت و نبوت مقامهایی است که در علوم فقهی و دینی جای بحث و صحبت فراوان دارد و پیامبرانی بوده اند که به مقام امامت هم رسیده اند1.  لذا فقط 12 امام نداریم. از این گذشته در زبان عربی به علما و روحانیونی که زعامت و رهبری عده ای از مردم را به دست بگیرند امام گفته می شود. حتی به امام مسجد هم لقب امام می دهند. لذا خیلی قضیه را نباید وارد مقولات دینی کرد. مثلا به مرحوم شیخ محمد مهدی شمس الدین که بعد از ربوده شدن امام موسی صدر، مسئولیت موقت مجلس شیعیان را به عهده گرفت، امام شمس الدین گفته می شود.

      - دسته ای هستند که می گویند فقط امام خمینی و امام خامنه ای را امام خطاب می کنیم و کسانی که در راس حکومت اسلامی نباشند امام نخواهند بود. این دوستان باید بدانند امام موسی صدر سالها قبل از آنکه انقلاب ایران به پیروزی برسد، در لبنان و به نمایندگی از مرجع اعلای شیعیان جهان حضرت آیت الله العظمی بروجردی رحمت الله علیه، تلاشهای فراوانی کرد تا شیعیان را از وضع ذلت بارشان نجات داد. او ناخواسته تبدیل شد به رهبر و بزرگ طایفه ی شیعیان لبنان. پس او به معنای واقعی کلمه (در زبان عربی) امام بود.

      - دسته ای به جهت خودرایی و کوته فکری، و پیروی از سیاستهای غلط گروه های سیاسی چپی و فلسطینی، با امام موسی صدر دشمن بودند و او را با انواع تهمت ها و ناسزا ها هدف قرار می دادند. شاید همانها به قذافی نظر منفی درباره امام القا کردند و او هم جنونش بالا زد و امام موسی صدر را دزدید. این دسته افراد مثل جلال الدین فارسی هنوز هم معتقد به سیاستهای سوخته و غلط خود و گروه فتح می باشند و در بهترین و محترمانه ترین حالت، به امام موسی صدر می گویند مرحوم سید موسی صدر!

      - دسته ی دیگر هم صاحبان رسانه های کلیک پسند! آنها که هر خبر زرد و سرخی را با تیتر های عجیب و غریب می زنند تا تعداد بازدید کننده بالا رود و در این راه پایبند هیچ قانون و اخلاق و مسلکی نیستند. همانها که گفتند بیایید امام موسی صدر را بکشیم!2 برای آنها امام موسی صدر چیزی نیست جز چند کلیک بیشتر.


      1- وَمِن قَبْلِهِ کِتَابُ مُوسَىٰ إِمَامًا وَرَ‌حْمَةً  وَهَـٰذَا کِتَابٌ مُّصَدِّقٌ لِّسَانًا عَرَ‌بِیًّا لِّیُنذِرَ‌ الَّذِینَ ظَلَمُوا وَبُشْرَ‌ىٰ لِلْمُحْسِنِینَ ﴿احقاف١٢﴾ و پیش از قرآن کتاب تورات بر موسی که امام و پیشوای مهربان خلق بود نازل گردید و این کتاب قرآن مصدّق کتب آسمانی پیشین به زبان فصیح عربی نازل شده تا ستمکاران عالم را (از عذاب خدا) بترساند و نیکوکاران را بشارت (به رحمت ایزد) دهد.

      وَإِذِ ابْتَلَىٰ إِبْرَ‌اهِیمَ رَ‌بُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ  قَالَ إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا  قَالَ وَمِن ذُرِّ‌یَّتِی  قَالَ لَا یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ ﴿١٢٤بقره﴾ و (به یاد آر) هنگامی که خدا ابراهیم را به اموری امتحان فرمود و او همه را به جای آورد، خدا به او گفت: من تو را به پیشوایی خلق برگزینم، ابراهیم عرض کرد: به فرزندان من چه؟ فرمود: (اگر شایسته باشند می‌دهم، زیرا) عهد من به مردم ستمکار نخواهد رسید.

      2- مقاله مذکور این ماجرا را شرح داده است.

    • شیعیان لبنان

      دوستی سوالاتی مطرح کردند که دیدم جالب است و جواب آنها می تواند برای بقیه دوستان هم جالب باشد

      چه آداب و رسومی در بین شیعیان لبنان وجود داره که آنها اینقدر معتقد و قوی به نظر میرسند ، مثلا میخواهم بدونم در زندگی روزمره چه مسائل و نکاتی را رعایت میکنند ، همچنین در تربیت فرزند ،یا در مراسم مذهبی، یا خیلی مسائل دیگه ، چه چیزهایی در زندگی دغدغشون هست؟ سیدحسن نصرالله و خانواده اش هم در بین مردم زندگی می کنند ؟ مراوداتشون با مردم(مردم شیعه و طرفدار حزب الله) در چه حدیه؟شیعیان لبنان (حزب الله) معمولا چه برنامه هایی دارند برای پیشرفت های اعتقادی و مذهبی خودشون یا خانواده ها یا فرزندانشون؟

    • احترام مرده واجب است

      یکی از دوستان می گفت رفتم پایین منزل از فروشگاه خرید کنم. دیدم کرکره تا نصفه پایین است. داخل که شدم کرکره را بست. وقتی خواستم حساب کنم پول خرد نداشت. گفتم من از میوه فروشی روبرو هم می خواهم خرید کنم برایت پول خرد می آورم. کرکره را بالا کشید و من بیرون رفتم. دوباره کرکره را پایین کشید. میوه فروشی هم با اینکه چند نفر بیرون بودند و درحال انتخاب میوه، ولی کرکره اش پایین بود. میوه را می گرفت، کرکره را کمی بالا می زد و میرفت داخل و بقیه پول را می آورد. خرید کردم. دوباره که برگشتم به مغازه تا پولش را بدهم باز هم کرکره پایین بود و برایم بالا داد تا داخل شدم. گفتم چه خبر است؟ گفت جنازه می آورند. گفتم خب چرا کرکره ها را پایین می دهید. گفت به احترام مرده و صاحبان عزا کرکره را به نشانه ی همدردی پایین می کشیم تا نشان دهیم به احترام آنان دست از کار کشیده ایم.

      حرکت خیلی جالبی بود که شیعیان کنار قبرستان در ضاحیه انجام می دهند.

      اما پریروز شورشیان مستقبل و عربهایی که شورشیان مخالف اسد هستند هنوز تشییع جنازه تمام نشده شورش و بلوا راه انداختند و به دفتر نخست وزیری حمله کردند. جالب است که آنها ادعا می کنند شیعیان آدمهای بی فرهنگی هستند اما با کنار هم گذاشتن این دو برخورد می توان به واقعیت پی برد.

    • شیعیان سفارت آمریکا

       

      شیعیان خائن کسانی هستند که حتی در لباس روحانیت هم اکنون در لبنان بر ضد منافع شیعیان و صرفا برای مصالح دنیوی خود و دریافت کمکهای اجانب دست به اقدامات کثیف و بزدلانه می زنند. یکی از این اشخاص سیدی است که سال گذشته توسط عوامل اطلاعاتی حزب الله شناسایی و توسط ارتش لبنان بازداشت و تحویل مقامات قضایی لبنان شد. آقای حسینی که دو سه سالی در قم درس خوانده و از حوزه ی نجف هم اخراج شده بود برای خودش مدعی کمالات و مقاماتی بود و مریدانی جمع کرده بود. وی برای رسیدن به مقام و قدرت حاضر شد برای اسرائیل جاسوسی کند. در هنگام بازداشتش دستگاه های جاسوسی و ارسال رمزگذاری شده و سلاح کشف شد.

    • خاطرات نصرالله - قسمت دوم

      آن زمان درگیری های داخلی بین جناح های راست و چپ بیداد می کرد. شیاح منطقه ی شیعیان بود که همسایه ی عین الرمانة منطقه ای مسیحی نشین است. جنگی شدید بین اهالی این دو منطقه در گرفته بود. امام جوانهای دور و برش را جمع کرد رفت آن وسط ایستاد و گفت: به من شلیک کنید. اگر مشکلتان با کشتن من حل می شود مرا بزنید. جنگ متوقف شد. دو طرف درگیری آمدند جلو و دور امام را گرفتند. امام برایشان صحبت کرد و تنش های مذهبی بین آنان را فرونشاند. یک زن مسیحی از خوشحالی توقف جنگ، جلوتر آمد تا با امام دست دهد. امام خیلی خونسرد و سریع با یک حرکت دست، عبایش را دور دستش پیچید و دستش را به او داد. 

    • خاطرات احمد - قسمت اول

       بالاخره امتحاناتم به پایان رسید و بنا بر وعده ای که داده بودم خاطراتی از کسانی که همراه با امام موسی صدر بودند را منتشر می کنم. این خاطرات را خودم مستقیما از اشخاص شنیدم زیرا به عنوان مترجم در حضور آنها بودم. سری اول این خاطرات را از شخصی به نام احمد نقل می کنم که نخواست اسمش ثبت شود. شما او را به نام احمد بشناسید.

    • روابط جمهوری اسلامی ایران با لبنان

      مقاله فوق را در وبلاگ یک دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات منطقه ای خاورمیانه یافتم که به نظرم رسید به شیوه ای معتبر و علمی موضوع فوق را مورد بررسی قرار داده است.

    • ایرانی ها لبنانی ها را خراب می کنند

      چشم لبنانیها به ایران است؛ از قدیم همینطور بوده، از وقتی انقلاب کردیم چشم همه ی شیعیان جهان و همه ی آزادگان جهان به ماست. باور نمی کنید؟ واقعیت است. ایران پایگاه و پشتوانه ی بزرگ شیعه در جهان است و این موقعیت را هیچ کشور دیگری نمی تواند از ایران بگیرد.

    • مقایسه های مختلف بین جوانان ایرانی و لبنانی

      قبل از هر چیز متذکر می شوم شناخت من از جوانان ایرانی ناشی است از تعامل با اهل تهران و شهرستانی هایی که در دانشگاه و سربازی دیده ام و شهرستانهای مختلفی که به آنها مسافرت داشتم مانند مشهد مقدس، قم، اصفهان، شیراز و شهرهای بین راه، شمال و شهرهای آن، تبریز و...
      شناخت من از لبنان هم از تعامل با اهل بیروت و جنوب است که چون بیشتر در جو مسلمانان و خصوصا شیعیان بوده ام، ممکن است کامل و تعمیم پذیر به کل جمعیت لبنان نباشد. اما از آنجا که جمعیت شیعیان و مسلمانانی که در مناطق مورد مشاهده من درصد بالایی از جمعیت است و در بیروت هم تمام اقوام و خاندانهای لبنانی حضور دارند می توان برای شناخت کلی به این بحث استناد کرد.

    • مسجد و آداب آن در لبنان


      مساجد لبنان بسیار جذاب هستند. زیبایی و تمیزی و بوی خوش مسجد به همراه نماز اول وقت شیعیان مقاوم و استوار در عقیده، به همراه نظم و ترتیبشان و خلوص در عبادت و قرآن و دعا خواندن بعد نماز آنان، محیط گرم و روحانی ویژه ای پدید می آورد.