۱۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سفارت» ثبت شده است

    • تلاش ناکام فرانسه برای انفجار سفارت ایران در بیروت

      تلاش ناکام فرانسه برای انفجار سفارت ایران در بیروت

      فرانسه مهد دموکراسی و آزدای و حقوق بشر تلاش کرده بود سفارت ایران را منفجر کند.

      فرانسه در پی انفجار مقر نیروهایش در بیروت بدون در دست داشتن دلیل و سندی، ایران را عامل آن دانسته و تلاش کرده بود سفارت ایران را منفجر کند.

    • هر روزتان نوروز

      هر روزتان نوروز

      یکی از سنت های خوب ما ایرانی ها جشن نوروز و حواشی آن است. از خانه تکانی گرفته تا دید و بازدید و جشن سال نو که در آن به همراه بهار طبیعت، قلب و دل خود را در کنار خانواده به بهار می سپاریم.

    • تخلیه چاه دیپلماتیک

      تخلیه چاه دیپلماتیک

      این مطلب و تیتر برای اهانت به شخص یا دولت خاصی نیست.
      حتما دیده اید درب های منازل در شهرهای مختلف ایران که از برچسب تخلیه چاه و تبلیغات دیگر، بشدت زشت و کثیف شده است و تلاش صاحبخانه برای کندن این تبلیغات ناخواسته غیرقانونی به زشت تر و کثیف تر شدن درب منجر شده است.

    • سفرنامه آقای سینسیر مشهدی به لبنان - قسمت پنجم

      سفرنامه زیر خاطرات یکی از جوانان هموطن است که به لبنان علاقه مند می شود. برای رفتن به لبنان زبان عربی خود را تقویت می کند و در نهایت به تنهایی سفر کرده و به لبنان سفر می کند. علاوه بر تجربه زیبای سفر، نگاه موشکافانه ایشان قابل تامل است. وی در یک سفر کوتاه نکات زیادی را متوجه شده و زندگی در لبنان را تا حدودی تجربه کرده است. در ادامه مطلب، قسمت پنجم سفرنامه ایشان بدون دخل و تصرف آمده است.

    • به هم ریختن سیر تحولات منطقه

      هفته پیش بسیار بسیار هفته پرکاری برای من بود. با اینکه موضوعات زیادی برای نوشتن وجود داشت فرصتی برای این کار نداشتم. اعدام شیخ نمر موضوعی است که نمی توان از آن گذشت. آل سعود در این سالها سوار بر خر مراد شده و از سکوت کشورهای دیگر کمال استفاده را می برد. هرکسی هم بخواهد حرف بزند یا با پول یا با زور خاموش خواهد شد. نمونه آن را در قضیه کشتار مردم یمن می بینیم که حتی گروه های کوچک حامی حقوق بشر که صدایشان برای جنایات رژیم صهیونیستی در می آمد، در قضیه یمن ساکتند. رسانه هایی مثل المنار و المیادین هم یکی بعد از دیگری به دلیل پرداختن به این موضوع، با فشار عربستان پخششان قطع شد.

    • سرای حکومتی

      سرای حکومتیامروز برای یک کار اداری لازم بود به سرای حکومتی قصر بعبدا بروم. السرای، قلعه کوچک قدیمی ای است که امروزه در دست پلیس بوده و کارهای ثبت احوال و دادگاهی رو آنجا انجام می دهند. این قلعه که جزو آثار ملی لبنان است در قرن 18 میلادی بنا شده است. اولین بار بود آنجا می رفتم. باید از منطقه بعبدا که در شرق ضاحیه است در دامنه کوه بالا می رفتم. خیابانهای باریک به سبک اروپا، محله های خلوت و مرتب و تمیز مسیحی نشین، خانه های زیبا و شیک و منظم، مغازه های مختلف شیک با سبک سنتی یا مدرن، طبیعت زیبا و مشرف به ساحل مدیترانه، هوای لطیف و تمیز و آرامشی که حکمفرما بود، معنی لبنان حقیقی را برایم زنده می کرد. نمی دانم سرّ اینهمه لطافت در مناطق مسیحی شمال چیست. این درحالی است که مناطق مسلمان خصوصا ضاحیه، بسیار نامرتب، کثیف، شلوغ، پرترافیک و پر دود و بی نظم است. برخی می گویند دولت به مناطق مسیحی توجه می کند و به مناطق شیعه ها بی توجه است. برخی می گویند مقصر شهرداریها هستند. برخی می گویند دولت و شهرداریها از ترس شیعه ها و قوم و قبیله های مسلح نمی توانند حضور پیدا کنند و خدمات رسانی کنند. با تمام این احوال، واضح است که لبنان از اختلاف طبقاتی و طایفه ای و منطقه ای رنج می برد. حتی مسیحی ها و ارمنی های مناطق فقیر، از کمترین خدمات و امکاناتی برخوردار نیستند و کوچه های بسیار تنگ و کثیف و کهنه محله هایشان، از ضاحیه هم ناجورتر است.

    • دل نوشته یک بی جیره و مواجب

      از قدیم گفتن سواره از پیاده خبر ندارد، سیر از گرسنه.

      واقعا که وضع همین است. از اولی که برای خودم وبلاگ راه انداختم و از خاطرات و مسائل لبنان نوشتم، بعضی ها فکر می کردند یک آدم علاف که چند هزار دلار از سفارت یا جاهای دیگر حقوق می گیرد، خواسته وارد عرصه جنگ نرم شود! (یا شاید برای این کار کلی هم حقوق می گیرد). اگر مطلبی می گفتم بر ضد تروریستها و یا در تایید نظام سوریه جمله ای می نوشتم، می گفتند شما مزدورها و جیره مواجب بگیرها باید هم تایید کنید! کاش من یک جیره مواجب بگیر جمهوری اسلامی ایران بودم. چون هزاران بار شرف دارد به آدمی که بی جیره و مواجب، دنباله رو دشمن خودش است و مانند بز اخفش هرچه در ماهواره بگویند تایید می کند.

    • ما ایرانی های ساده ...

       

      بعد از انفجار سفارت ایران در بیروت، شاید اولین نفری بودم که بر اساس اطلاعات اولیه، گزارش مشروحی در این زمینه نوشتم که توسط برخی سایتهای خبری هم بازنشر شد. در انتهای آن گزارش پیشنهاد داده بودم که ایران از این فرصت نهایت استفاده را کرده و به سعودی به عنوان سازنده و فرمانده و پشتیبان اصلی تروریستها هجوم ببرد. هرچند پیش بینی کرده بودم که چنین عملی هرگز انجام نخواهد شد. (آن گزارش را از اینجا بخوانید)

    • پیراهن سیاه هایی که از تن در نیامد

      ام نادر را باید بشناسید. در مطلبی که روز انفجار سفارتمان در بیروت نوشتم گفتم با نگرانی و عجله به سمت سفارت رفت. دو پسرش نادر و طارق در همان نزدیکی کار می کردند. وقتی تلفنشان جواب نداد با نگرانی و بغض به آنجا شتافت.
      ام نادر خانم لبنانی بلند قد، لاغر و مسنی است که در موسسه امام موسی صدر چای و قهوه سرو می کند. وقتی به محل انفجار رسید با پیکر پسرش طارق مواجه شد. اینکه بر او چه گذشت را نمی دانم اما فقط بگویم از آن زمان تا کنون هنوز داغ دلش فروکش نکرده.