۲۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فلسطین» ثبت شده است

    • سالروز درگیری اردوگاه نهرالبارد

      درگیری نهرالباردامروز 20 می سالروز درگیری ارتش لبنان با تروریستهای اردوگاه نهرالبارد است. این اردوگاه در سال 1948 برای پناهندگان فلسطینی در شمال شهر طرابلس تاسیس شد. تقریبا 14 کیلومتر مربع مساحت داشته و در امتداد ساحل قرار گرفته است. پس از جنگ 33 روزه در سال 2006 ، شاکر العبسی با افرادش در اردوگاه شاتیلا ظاهر شد. سپس به اردوگاه نهرالبارد رفت و در آنجا مراکز گروه فتح الانتفاضه را اشغال کرد. کم کم افکار تکفیری و سلفی خود را اعلام کرد به شکلی که خشم برخی گروه های فلسطینی دیگر را بر انگیخت. حتی وی را متهم به رابطه داشتن با القاعده کردند. در پی این مخالفتها، وی برخی افرادش را به اردوگاه البداوی فرستاد. در 23 نوامبر 2006 افراد گروهک فتح الاسلام با کمیته امنیتی اردوگاه بداوی (پلیس های فلسطینی داخل اردوگاه) درگیر شدند. کمیته، آنها را از اردوگاه اخراج کرد و ارتش لبنان هم دو نفر از آنها را بازداشت کرد و تسلیم دادگاه نمود.

    • فریب صهیونیستها را نخورید

      فریبما راحت فریب می خوریم.
      بله، ما، غالبا همه ی ما؛
       مثلا وقتی از سنی بدی بگویند راحت و بدون تحقیق می پذیریم؛
      وقتی از فلسطینی بدی بگویند راحت می پذیریم؛
      وقتی از عرب بد بگویند راحت می پذیریم؛ تازه بعضی ها که خودشان هم دو تا داستان خیالی می سازند و روی آن می گذارند!
      انواع داستانهایی که بطور کاملا اتفاقی درست در زمان درگرفتن جنگ در فلسطین بر ضد فلسطینی ها در می آید و در سایتها و شبکه های اجتماعی پخش می شود، می پذیریم و احتمالا فحش و نفرین و لعنتی هم حواله شان می کنیم.

    • تو حاضری برای عشقت چه کار کنی؟

      خوب شد؟ خوشتان آمد؟ هی میگم نکنید! باز شما اصرار می کنید. خب بلاکمون کردن رفت. اینستاگرام رو میگم. هی میگم آقا این ابزارهای خارجیِ دشمن، مثل فیسبوق و اینستازایون (Insta zion = اینستاگرام صهیونیستی) جایی نیست که ما بریم بخواهیم جهاد فرهنگی و جنگ نرم بکنیم! یه عده میگن نه باید رفت، اینا ابزاره و باید استفاده کنیم. چیزی نمیشه. جنگ نرمه. نباید عرصه را خالی کرد.
      من سالها پیش به دلیل اینکه دیدم فیسبوک یک ابزاره برای دشمن، نه برای استفاده مردم، بستمش. اونم موقعی که هنوز بین ایرانی ها فراگیر نشده بود. پارسال برای دنبال کردن خبرهای یک صفحه که مربوط به شغلم بود یک اکانت ساختم. با اصرار برخی دوستان فیسبوق نشین، مدتی است لینک و خلاصه مطالب سایتم روهم آنجا منتشر می کنم. رسید به داستان پاسخگویی جوانهای مملکت به کلام رهبری مبنی بر اینکه ملت ما عاشق مبارزه با صهیونیستها است. هرچند نقطه نظر خاصی در این موضوع دارم با این حال چند عکس در اینستازایون گذاشتم و بعد از اون بود که دیدم نیم بلاک شده ام! یعنی مطلب نمی توانم بگذارم.

    • وقتی حزب الله از سنی های ساکن ضاحیه دفاع می کند

      سلمونی بودم. ریش و قیچی دست یوسف بود! یوسف جوان نازنینی است که زحمت می کشد ما را کچل می کند! البته بهتر است بگویم اصلاح می کند. خلاصه او اصلاحاتچی محله است.
      دو تا از رفقاش هم رو صندلی نشسته بودند. تلویزیون چیزی راجع به غزه گفت. اونا شروع کردن با هم حرف زدن. از فلسطینی ها بدی میگفتن و اینکه نمیشه بهشون اعتماد کرد. یوسف نه گذاشت و نه برداشت و گفت اصلا هیچ سنی ای قابل اعتماد نیست و از دستش در امان نیستیم خصوصا حسن! این رو به شوخی به حسن گفت.
      در ادامه صحبتهای اونها، متوجه شدم حسن از خانواده ای سنی است اما خودش شیعه شده. مادرش در خواب شخص نورانی ای را دیده که به دلش برات شده پیامبر است. در خواب به او گفته بودند اسم پسرت را حسن بگذار.
      حسن تعریف کرد یک بار پنج شش نفر آمدند زیر ایوان خانه ما شروع کردند فحش دادن به همه بزرگان اهل سنت از ریز تا درشت. مادرم حسابی عصبانی شده بود. بچه محل هایمان بودند. من می خندیدم. گفت چرا می خندی برو یک چیزی بگو خفه شان کن. گفتم چکار کنم؟ می خواهی خودم رو وسطشون بترکونم؟ گفت ذلیل نمیری! اصلا خودم میرم. رفت داد و قال کرد. بعد که پدرم آمد و قضیه را فهمید رفت مسجد و به حزب الله گفت چنین موضوعی شده. آمدند نشانی گرفتند و اونها رو در عرض چند دقیقه خفت کردند و آوردند. انداختند جلوی پای مادرم و گفتند از حاج خانم معذرت خواهی کنید تا بعد به حسابتان برسیم.
      بعد از سین جین مشخص شد پول گرفته بودند تا بیایند فحش بدهند. نصفشان سنی بودند. از جمله یک سوریه ای. می خواستند ما را نسبت به همسایه های شیعه و محیط ضاحیه بدبین کنند و ایجاد تنفر کنند.

      (ضاحیه هم سنی دارد و هم مسیحی و هیچکدام هیچ وقت از شیعیان بدی ندیدند. اما وای به روزی که یک شیعه در میان اهل سنت زندگی کند، تا تقی به توقی بخورد بیچاره اش می کنند.)

      حسن تعریف کرد یک شیعه را می شناخت که در طریق الجدیده (منطقه سنی نشین بیروت متمایل به المستقبل) زندگی می کرد. با کسی مشکلی نداشت و با همسایه ها دوست بود. یک بار دوستان سنی اش آمدند خانه او را آتش زدند که زن و دو بچه اش در آتش سوختند. به همین راحتی.

    • فردا به جنگ ناصبی های واقعی خواهیم رفت

      پیش نوشت: مطبی راجع به فلسطینی ها نوشته بودم که در اواخر مطلب به علت هنگ کردن سیستم از دست رفت. تا الان هم فرصت نوشتن پیدا نکرده بودم. این مطلب را تقدیم می کنم به تمام آزاد اندیشان و آزادگان و عقلا و همچنین مردم مظلوم فلسطین.



      آیا ما مسلمانیم؟ آیا ما پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم را رسول الهی می دانیم؟ یا او را یک شخصیت عادی تصور می کنیم؟ آیا ما سخن او را همانطور که قرآن می فرماید وحی می دانیم و به آن یقین داریم؟
      وَمَا یَنطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ ﴿٣ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَىٰ ﴿٤ نجم﴾ : او از روی دلش حرف نمی زند بلکه سخنش وحی است که به او وحی می شود.
      آیا قبول داریم که حلال محمد تا روز قیامت حلال و حرامش حرام خواهد بود؟ (1)
      اگر پیامبر فرمود کسی که به داد مظلوم نرسد مسلمان نیست (2) آیا می توان این حکم را با حدیثی یا ضرب المثلی یا شبهه و اتهامی نادیده گرفت؟
      سالهای پیش و حتی از اوایل انقلاب، شبهه ای صهیونیستی در میان ایرانیان پخش شد که فلسطینیان را ناصبی می خواند. این شبهه توسط افراد مزدور دشمن و سرشاخه ها به مردم ساده لوح منتقل شد و عده ای را فریب داد. همان موقع شهید مطهری جواب این شبهه را داد. وی در کتاب آشنایی با قرآن جلد چهارم در پاورقی صفحه 32 نوشته است:

    • #القدس لنا - حامیان واقعی تروریسم در میان ما

      آدم کشان صهیونیست پسر فلسطینی را ربوده و در دهانش بنزین ریخته و او را زنده زنده سوزاندند. برخلاف همیشه تنها به این سبب که وی پاسپورت آمریکایی داشت با فشار آمریکا دادگاهی تشکیل شد. ولی به بهانه دیوانه بودنِ عاملان این جنایت ضد بشری، بی نتیجه ماند. مردم فلسطین با مشاهده این ظلم ضد بشری دست به قیام زدند و ارتش جنایتکار رژیم صهیونیستی هم نوار غزه را زیر آتش گرفت.

      فلسطینی ها این بار تنها تر از همیشه اند. چرا که با فریب خوردن برخی سران حماس و بعضی از مردم فلسطین و پشت کردن به حامیان واقعی خود، دستشان را در دستان مهره های تروریست پرور و پادشاهان کشورهای حومه خلیج فارس نهادند و علیه محور مقاومت در عرصه سیاسی و نظامی اقدامات ناجوانمردانه ای کردند.

      اسراییل با فریب مسلمانان و فلسطینی ها، و با ایجاد درگیری داخل مسلمانان و اعراب، توانست از یکسو صدمات جبران ناپذیری به همه وارد کند و از سوی دیگر با خائن نشان دادن فلسطینی ها، تلاش کرد تا حمایت اعراب و خصوصا ایران به عنوان مهمترین حامی فلسطین را کمرنگ کند.

    • علل موفقیت ایران در تاسیس و بهره وری حزب الله

      حزب اللهحزب الله لبنان پدیده ای تاریخی است که بارها مورد تحلیل و بررسی دوستان و دشمنان قرار گرفته و هنوز هم هیچکدام نتوانسته اند آنطور که باید، آنرا بشناسند؛ خصوصا دشمنان.

      حزب الله لبنان را باید در زمینه های تاریخی فرهنگی اجتماعی جغرافیایی و دینی بررسی کرد، وگرنه در شناخت آن دچار خطا خواهیم شد. همه می دانند این حزب نوپا توانسته دستان جنایتکار اسراییل را بارها در خاک لبنان قطع کند و باعث شود جنایتکارترین ارتش دنیا نتواند به خواسته هایش برسد. برای خیلی ها سوال است که چرا ایران در هیچ کشور دیگری نتوانست با وجود کمکها و آموزشها و حمایت هایش، هپیمانی مانند حزب الله لبنان درست کند که اولا توانایی بسیار بالایی داشته باشد، دوم اینکه سر به راه و هم راستا باشد و سوم اینکه با کمترین هزینه بیشترین فایده راداشته باشد. در ادامه دلایل این موضوع را بررسی می کنیم.

    • سرود پیروزی که زلزله به بار آورد

      دیروز مراسم سالگرد پیروزی مقاومت در برابر اشغال صهیونیستی در لبنان برگزار شد. از نکته های جالب حاشیه این مراسم، تولید ماکت مرکاوا4 به دست افراد حزب دموقراطی الشعبی بود که آنرا به خری بستند و در شهر گردانده و در نهایت آتش زدند. ماکت در اندازه واقعی و شکل کاملا شبیه به نسخه اصلی تهیه شده بود.

      مرکاوا4

      نکته جالب دیگر این بود که ظهر همان روز در لبنان زلزله ای با 5.1 درجه در مقیاس ریشتر در بیروت ثبت شد و مردم نگران شدند. به سرعت در شبکه های اجتماعی یک مطلب جالب پخش شد: نصرک هز الدنی (پیروزی ات دنیا را تکان داد) یک سرود پیروزی زیبا و حماسی و خوش ساخت است که حزب الله قبلا تولید کرده بود و می گویند حاج عماد خودش شخصا در تولید آن نقش و نظارت داشت، این زلزله همان زلزله سرود نصرک هز الدنی است که در سالروز پیروزی به واقعیت رسید!

    • اشغالگران سفید در لبنان

      دیروز با جمعی داشتیم میرفتیم برای تسلیت به یکی از جوانان که برادرش فوت کرده بود. خانه آنها در دهکده عیناثا در جنوب و نزدیکی بنت جبیل بود. اصلا حواسم نبود که ورود اجانب به این منطقه ممنوع است. به ایست بازرسی ارتش بعد از رودخانه لیطانی که رسیدیم، سرباز گفت: همه کارت شناسایی بدهند.

      من هم کارت اقامتم را دادم. گفت این چیه؟ تصریح نداری؟

    • نماز در اتاق جن

      مقاومت در برابر متجاوز یکی از اصول اخلاقی و انسانی است و هرکسی از ممتلکات و حقوق خودش دفاع می کند. با تشکیل دولت یهودی، فلسطینی ها به صورت پراکنده و نامنظم شروع به مقاومت کردند. اهالی لبنان و شام که روحیه مردانگی و حمایت از مظلوم دارند به آنها بسیار کمک می کردند. این در زمانی است که نه ایران به آنها کمکی می کرد و نه حتی انقلاب شده بود تا بگوییم مقاومت حاصل دخالتهای ایران است.

      محمود مبارزمحمود یکی از مبارزان قدیمی لبنانی در فلسطین است. هنگام جنگ جهانی دوم بود و سیطره انگلیس بر فلسطین و در همان زمان فرانسه بر لبنان و شام حکومت می کرد. بعد از آنکه نیروهای خارجی مفتی قدس را مجبور به همکاری کرده بودند، او کسی بود که خانواده مفتی را پنهانی از قدس خارج کرد و به او پیغام داد که سالم به مقصد رسیدند. پس از آن مفتی قدس درخواست نیروهای اشغالگر را رد کرد و درمقابل آنها ایستاد. محمود برای فلسطینیان سلاح می برد و پنج سال در راه مقاومت مبارزه کرد. انگلیس و فرانسه حکم اعدامش را داده بودند و وی مورد تعقیب بود. به پاس خدماتش مفتی قدس او را به اتاق جن که محل عبادت حضرت سلیمان بوده برد و او در آنجا نماز خواند. هنوز خاخام های  صهیونیست به دنبال این اتاقند اما به آن دست نخواهند یافت چرا که ملائک نگهبان این بارگاه، جلوی مفتی های جنی و سیاه می ایستند و ترس و وحشتی بر آنان غلبه می کند که نمی توانند اقدامی بکنند.

      یک بار که به شکل تاجر غلات در میان بارها سلاح به فلسطین می برد افسری فرانسوی وی را متوقف کرد. پرسید کیستی؟ گفت ابوفلان. گفت نه تو محمود هستی. حکمت این است که هرکسی تو را دید به تو شلیک کند. اما الان من نادیده می گیرم. چون بر ضد انگلیسی ها داری کار میکنی.

      ***

      محمود فرمانده این گروه، نفر وسط است که نشسته.

      منتظر داستان مناقشه فرزند محمود در استرالیا با یک یهودی باشید.