۱

اسقف اعظم زندانی و تبعید شد

اخلاق و دین سیاست مقاومت اخبار

اسقف اعظم زندانی و تبعید شد

مطران «ایلاریون کپوچی» اسقف اعظم سوري الاصل در 18 آگوست 1974 پس از آنکه در دادگاه صهیونیستها به 12 سال زندان محکوم شد به زندان افتاد. اتهام وی قاچاق سلاح و همکاری با هسته های تروریستی برای ضربه به دولت اسراییل بود. وی 3 سال و 3 ماه و 16 روز زندانی بود تا اینکه پاپ پولس ششم مستقیما در این قضیه دخالت کرد. واتیکان با مقامات رژیم اشغالگر مذاکره کرد تا در 6 نوامبر 1977 آزاد شد. وی در زندان رمله زندانی بود و بعد از شش ماه مذاکره با شروط زیادی که رژیم صهیونیستی برای واتیکان تعیین کرد آزاد شد. مهم ترین آنها تبعید وی به جایی خارج فلسطین و کشورهای عربی خصوصا سوریه و لبنان بود. برای همین ایشان پس از آن که بیش از یکسال در آمریکای لاتین گذراند، به رم نقل مکان نمود.

وقتی مطران کپوچی به رم رفت، «انطوان فرنسیس» که در یکی از روزنامه های عربی انگلیس کار می کرد از لحظه آزادی مطران تا رفتن به رم و استقرار در کلیسای جمعیت راهبات صلیب (متعلق به مسیحیان لبنان)، پیگیر قضیه او بود.

از طرفی «سرکیس ابوزید» که دوست انطوان فرنسیس بود و با هم از دانشگاه فارغ التحصیل شدند در بیروت خبرنگار و نویسنده بود و راهبه، مادر «جان دو لاکروا ابوزید» عمه او، ریس همان جمعیت راهبات بود.

فرنسیس به سرکیس پیشنهاد کرد تا خاطرات مطران را بگیرند تا آن را در کتابی منتشر کنند. این کتاب به خاطر کارهای بزرگی که آن جناب انجام داده بود و به خاطر همراهی عربی وسیعی که با قضیه او و قضیه فلسطین در آن زمان وجود داشت حتما بسیار موفق می شد. بعد از چند روز سرکیس به فرانسیس زنگ زد و با شادی مژده داد مطران انتشار خاطراتش را پذیرفت.

در اوایل اکتبر 1979 این دو نویسنده در کلیسای راهبات صلیب در رم به مدت دو هفته هر روز صبح و عصر با مطران دیدار کردند که هر جلسه ساعتها به طول می انجامید. سپس به لندن رفته و کار پیاده سازی نوارها را انجام دادند. فرنسیس به فرانسه رفت تا با انتشارات «هاشیت» برای چاپ خاطرات مطران به زبان فرانسه تحت عنوان «اسقف انقلابی» رایزنی کند. آنها موافقت کردند به محض آماده شدن کتاب آن را چاپ کنند.

پس از آنکه دو نویسنده کار تایپ و ویراستاری کتاب را تمام کردند، فرانسیس نسخه نهایی را برای مطران به رم فرستاد چون شرط اساسی وی این بود که بدون بازبینی وی یک کلمه هم منتشر نشود.

پس از 10 روز مطران کپوچی کتاب را با بعضی نکات و یادداشتها به لندن فرستاد. فرنسیس دوباره با توجه به اصلاحات، متن را ویراستاری کرد و آماده چاپ نمود. اما چهار روز بعد، تلفن منزل وی زنگ زد. با شنیدن صدای مادر «جان دو لاکروا ابوزید» شگفت زده شد که می گفت سرورمان می خواهند با تو صحبت کنند. امیدوارم تو که مثل فرنسیس برایم عزیز هستی وضعیت وی را درک کنی و خواسته اش را اجابت نمایی. چون شرایط سخت تر و بزرگ تر از او و همه ما است.

سخن آن روز بین مطران و فرنسیس پای تلفن به درازا انجامید و از صدای اسقف معلوم بود که ناراحت است. خلاصه سخنش این بود که نمی توانم هیچ چیزی از زندگی ام را منتشر کنم خصوصا آنچه به مدت زمان حبس در اسراییل مربوط است.  خواهش می کنم انطوان که وضعیت مرا درک کنی و تصمیم مناسبی بگیری. من از شما خجالت می کشم. با سرکیس صحبت کردم که بیروت بود. آماده بود که به خاطر من از انتشار دست بکشد. گفت که متن دست تو است و تو اگر بخواهی می توانی منتشر کنی و من نمی توانم آن را زیر سوال ببرم و نفی کنم چون با صدای خودم است.

فرنسیس در وضع بدی قرار گرفته بود. از مطران خواست تا برایش شرح دهد علت مهمی که باعث شده پس از دو ماه کار سخت (به علاوه صرف هزینه برای سفر و اقامت در رم) نظرش عوض شود چیست.

مطران تنها توانست بگوید باور کن موضوع از دست من خارج است و از من توضیح بیشتری نخواه.

دو نویسنده پس از تفکر تصمیم گرفتند علیرغم خسارت مادی و معنوی، کتاب را منتشر نکنند و عقیده داشتند مطران کپوچی به علت فشار زیاد واتیکان که وی را آزاد کرده و به اسراییل تعهد داده که هرگونه فعالیت مبارزاتی و سیاسی در مورد قضیه فلسطین در رم نداشته باشد، از آنها خواسته تا کتابش را منتشر نکنند. کلیسای کاتولیک بر این عقیده بود که انتشار این کتاب اعتبار این کلیسا را زیر سوال برده و مشکلات بین المللی برای آن بوجود خواهد آورد.

پس از گذشت 38 سال از انجام مصاحبه ها در رم مطران کپوچی در روز اول سال 2017 فوت شد اما خاطراتش در یک صندوق قدیمی باقی ماند. نویسندگان تصمیم گرفتند به احترام مطران که در کل زندگی اش از فلسطین دفاع نمود و در زمان زندان چیزی ننوشت که آن را ثبت کند و به خاطر اینکه نماد تمسک مسیحیان شرق به قضیه فلسطین بود آن کتاب را منتشر کنند.

حسن حماده دوست صمیمی مطران کپوچی از قول وی در مقدمه کتاب می گوید: «سرزمینهای مقدس اگر اهل فلسطین در آن باقی بمانند مقدس خواهد ماند و باقی ماندنشان باعث تقویت و تثبیت قدسیت آن است. طبیعت غرب بربریت است و آنها به همدستی حکومتهای عربی با خودشان و صهیونیستها چشم دارند.»

مطران بارها گفته بود «خداوند به ما نعمت لاهوت قومیتی را داد که در رسالت مسیحی و محمدی خلاصه شده است.»

حماده افزود بارها شده بود که با هم موسیقی گوش می دادیم، به من می گفت «زیباترین لحنی که در زندگی ام شنیدم صدای ناقوس کلیساها و اذان مساجد بود. چه حیف که از شنیدنشان محروم شدیم.»

او درباره همکاری اش در قضیه فلسطین می گفت «شروع فعالیتم از نکبه سال 1948 بود که جنایت های اسراییل شروع شد و بر عقیده خود استوار تر شدم که مسیح اولین فدایی فلسطین بود. تکلیف من و ضمیرم به من امر می کنند که به این قضیه خدمت کنم. وقتی مقام اسقفی به من اعطا شد خداوند فلسطین و فلسطینییان را به گردن من به امانت گذاشت. و روز حشر در این باره حساب سختی برای این امانت خواهیم شد.»

وقتی صهیونیستها کرانه باختری را اشغال کردند مطران کپوچی به کمک بازماندگان رفته و با همکاری راهبان و راهبه ها به دفن اجساد شهدا پرداخت. «به همراه یک شیخ با هم بر جنازه شهدا نماز می خواندیم.»

وی در مورد رابطه اش با انقلاب اسلامی ایران می گفت: «محبت من به ایران و احترام من به انقلابش از آنجا است که سرانگشتان خداوند را در آن می بینم. اگر بخواهیم چگونگی پیروزی این انقلاب و استمرار آن تا کنون را با منطق تفسیر کنیم عقل از آن عاجز است. ما اعراب خیلی نیازمند درس گرفتن و عبرت از این انقلابیم.»

او در خاطراتش گفت: «یکی از اولین هسته های مقاومت در قدس را من تاسیس کردم و تصمیم گرفتم اسلحه های موثری از خارج به داخل بیاورم تا عملیات داخلی فعال شود. هسته ای که تاسیس کردم قبل از بازداشتم، چند عملیات انجام داد و از آنها آگاه بودم.»

المیادین در سالگرد ارتحال وی، این متن را منتشر کرد که توسط لیبانیران ترجمه و منتشر شده است.

*مطران از کلمه متروپولیتان گرفته شده که به معنای اسقف اعظم شهر است.

نظرات (۱)

  1. ابو یوسف

    سلام. چند تا نقد داشتم به مقاله تون اگه ناراحت نمیشید بنویسم.
    ابتدا اینکه اسقف کابوجی در تمام مدت تبعید نبودند. بلکه در چند وهله حتی تا چند مایلی فلسطین هم رهسبار بودند که شما این رو ننوشتید.بعنوان مثال در ۲۰۰۹ ایشان سوار کشتی بودند که برای رفع محاصره غزه تا چند مایلی فلسطین هم بودند اما از ورود کشتی به آبهای غزه جلوگیری میشه توسط ارتش اسراییل. و یا اینکه ایشان اظهار نظر مخالف داشتند در قضیه جنگ عراق در ۲۰۰۳ که مخالف با روح نوشتار شما راجع به عدم فعالیتهای سیاسی این اندیشمند هستش و یا اینکه ایشان در سال ۲۰۰۹ در کمیته ضد تبعیض امریکایی های عرب تبار هم شرکت کرده بودند.
    البته منابع موجود است در ویکی بدیای انکلیسی و احتیاجی به اینکه کسی عضو یا جیره خور دولتی یا حزبی باشد نیست. چون جدیدا مد شده هرکسی که به نقد یک کتاب یا مقاله دست میزنه از طرف جناحین و تیارات مختلف از ماسونی و صهیونیست بودن گرفته تا جیره خوار حزب الله و حزب مرده بودن متهم بشه. که امیدوارم شما از آن قسم اشخاص نباشید. فقط خواستم در تمام احترام زوایایی از زندگی آن مرحوم رو در قالب انتقاد بیان کنم.
    با تقدیم احترامات- ابو یوسف- اشرفیه 
    • پاسخ:

      ناراحتی ندارد دوست عزیز. نقد بفرمایید
      اول اینکه مقاله نوشته ی دو نویسنده مسیحی انطوان وفرنسیس است که در المیادین منتشر شده. همان طور که نوشتید مطران نتوانست به فلسطین برگردد. پس اشکالی در مقاله نیست. دوم اینکه فعالیت های سیاسی پیرامون فلسطین ممنوع بوده. لذا اظهار نظر درباره حمله آمریکا به عراق مانعی ندارد.
      یک نکته علمی عرض کنم، ویکیپدیا و کلا اینترنت منبع علمی نیست. وسیله رسیدن به اطلاعات است. اطلاعات را باید از منبع گرفت. نقد هم اگر محترمانه و با روش علمی و منطقی باشد، اشکالی ندارد. از شما متشکرم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی