۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دزدی» ثبت شده است

    • خرید اسلحه در لبنان

      خرید اسلحه در لبنان

      حدودا هفت ماه است که تجارت سلاح و قاچاق آن در لبنان شدت گرفته است. تجارت اسلحه در لبنان غیر قانونی است اما عمر آن به اندازه عمر نظام لبنان است!

    • اغتشاش و به آتش کشیدن بانکها

      اغتشاش و به آتش کشیدن بانکها

      دیشب پس از افطار در مناطق مختلف اهل سنت خصوصا طرابلس عده ای بیرون ریختند و به بهانه گرانی و گرسنگی دست به اعتراض و اغتشاش زدند.

    • الزرفی از مهره آمریکا تا فساد عراقی

      الزرفی از مهره آمریکا تا فساد عراقی

      زرفی رییس فراکسیون النصر در پارلمان عراق است. وی پیش از این فرماندار نجف اشرف بود و پس از فرار از دست صدام مدتی در آمریکا زیست. او ۳۰ روز فرصت دارد تا وزرای خود را معرفی و رای اعتماد بگیرد. ائتلاف سائرون به ریاست مقتدا صدر اختیار انتخاب نخست وزیر را به رییس جمهور تفویض کرد. ائتلاف فتح با حکم نخست وزیری زرفی مخالفت کرد و آن را مخالف قانون اساسی دانست. به نظر آنها رییس جمهور نظر بزرگترین فراکسیون پارلمانی را نادیده گرفته و شخصی جدال برانگیز و دو تابعیتی را انتخاب کرده است.

    • بازداشت دو ایرانی در لبنان

      بازداشت دو ایرانی در لبنان

      روابط عمومی نیروی انتظامی لبنان اعلام کرد یک هفته پیش یک جواهر فروش لبنانی بابت سرقت به شیوه کلاهبرداری، شکایتی تقدیم مقامات قضایی کرد. در نتیجه تحقیق و کارآگاهی پلیس قضایی، متهم شناسایی و تحت پیگرد قرار گرفت. یک روز بعد متهم و برادرش در روستای رمیش شناسایی و بازداشت شدند.

    • کیف قاپی در لبنان

      شب عید غدیر نزدیک غروب بود که کارم تمام شد. رفتم مسجد روبروی محل کار. گفتم شب عیدی نماز را اول بخوانم. (ای بسوزه پدر ریا)
      بعد از نماز در دلم گفتم خدایا امشب یه عیدی به ما بده. (دیدین بعضیا تا یه کار خوب میکنن کلی منت میذارن سر خدا و طلبکار میشن؟ البته من عیدی رو به خاطر عید خواستم نه به خاطر نماز)

      شیرینی فروشی درویشنماز رو که تمام کردم رفتم بیرون و تا سر خیابون پیاده رفتم. زیر پل، جلوی شیرینی فروشی درویش که جدیدا زیر پل سید هادی نصر الله باز شده، ایستاده بودم. ترافیک سنگینی بود که به دلیل نبودن پلیس گره خورده بود و قفل شده بود. دوستی که قرار بود بیاد دنبالم رسید به زیر پل و در فاصله چند متری من بود. کیف پولم و موبایلم را گرفته بودم دستم. یک موتوری با سرعت رد شد.

    • راهزنی در لبنان

      تویوتا آوانزاراننده تاکسی بود. به قیافه اش می خورد حدود 50 سالش باشد. قبلا قصاب بوده اما الان رانندگی می کند. یک ماشین تویوتای آوانزا داشت. ماشین خوبی است، هفت نفر مسافر می تواند حمل کند.

      می گفت:

       اوایلی که ماشین را خریده بودم، خانمی با دو بچه ایستاده بود. از من خواست او را به یکی از دهات بعلبک ببرم و برگردانم.

      گفتم: چقدر حاضری کرایه بدهی؟ گفت من هشتاد دلار دارم. گفتم قبول. خدا بده برکت.

      رفتیم. شب بود که به ده رسیدیم. برق هم نبود. جلوی خانه ای ایستادیم. گفت من نیم ساعت با مادرم بنشینم و وسایل بردارم و برگردم. داخل ساختمانی شد.

    • بی برقی در لبنان

      دیروز مثل همیشه پیاده راه افتادم طرف خونه، بقول لبنانی ها با رنو یازده! (همون خط یازده خودمون). به سبب ترافیک و معطلی طولانی ایست بازرسی، جرات نمیکنم با ماشین برم سر کار.

      از جلوی بیمارستان رسول اعظم که رد شدم، با اینکه نگهبان هر روز صبح و ظهر میبینه که من رد میشم اما بازم منو بازرسی بدنی کرد. فکر کنم سطح اقدامات امنیتی رو بالا بردن. چون روزای قبل منو نمی گشتن.

      به خونه که رسیدم دیدم برق نیست. شش طبقه رو پیاده رفتم بالا. نفس آدم بند میاد. کل پیاده روی نیم ساعته یک طرف، پله بالا رفتن یک طرف. خصوصا اگر هر دوتا پسرم بغلم باشن!

      برقمشکل بی برقی در لبنان به سالهای قبل برمیگرده. بیشتر مناطق لبنان به غیر از مناطقی که توریستی محسوب میشه، جیره بندی برق دارن. جیره بندی مناطق ما به شکل زیر است. طوری برنامه ریزی شده که به اندازه 12 ساعت در روز برق داشته بشیم. مثلا ساعت 10 صبح تا 2 بعد از ظهر برق نیست، از 2 تا 6 هست، از 6 تا 12 شب نیست. 12 شب تا 6 صبح هست، 6 تا 10 نیست و.... روز بعد برعکس می شود.

    • دزدی در روز روشن!

      هنوز وقتی صحنه ی ورودم به خانه ی دزد زده ام جلوی چشمم می آید از وقاحت فرد متجاوز احساس بدی در من شکل می گیرد. یکشنبه وقتی به منزل برگشتیم با درب باز و قفل شکسته روبرو شدیم و اتاق خوابی که زیر و رو شده بود و پول و طلاهایی که به سرقت رفته بود.
      تحلیل زیر هرچند کمی طولانی است اما قضایا را برای خوانندگان روشن می کند: