۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دریا» ثبت شده است

    • نجات دختر لبنانی توسط نجات غریق ایرانی

      نجات دختر لبنانی توسط نجات غریق ایرانی

      شنبه صبح بسیار زود به دریا رفتیم. دریای شهر صور مختلط هست و به این خاطر خانواده‌ها و جوانان مومن، فقط بعد از نماز صبح تا حدود ساعت ۹ می‌توانند از دریا استفاده کنند. بعد از آن خانم‌های مایوپوش، کمال استفاده از آفتاب را می‌برند!

    • خسارت زدگان

      بچه ها در ماشین خواب بودند. من هم خوابم می آمد. اینجا محله ساقیه الجنزیر است. کمی قبل از روشه اگر پشت به دریا از شیب خیابان بالا بروید به دانشکده جامعه شناسی دانشگاه لبنانیه می رسید. در آینه ماشین دیدم پیرزنی از پشت نزدیک می شود. قلاده سگش را به دست گرفته بود و آرام آرام، قدم زنان، شیب خیابان را بالا می آمد. لباسش شبیه لباس خواب سفید گلدار بلندی بود. عینک آفتابی گربه ای درشتی بر چشم داشت و موهایش را هم خیلی معمولی پیرایش کرده بود. به سر خیابان که رسید سگش وارد باغچه شده و به کار خودش مشغول شد!
      رفتگری سبز پوش وارد خیابان شد. مردی میانه سال و بسیار لاغر. احتمالا مصری بود. در صورت سیه چرده و لاغرش، تنها سبیل سیاهی خودنمایی می کرد. چند کلمه با پیرزن حرف زد و آمد درست جلوی ماشین من نشست روی سنگفرش پیاده رو.
      رفتگرکیسه زباله و انبرک مخصوص جمع کردن زباله را روی زمین گذاشت. از کیسه نایلونی که دستش بود یک جعبه سیگار درآورد و در جیبش نهاد. بعد یک کیک و آب میوه در آورد و آرام مشغول خوردن آنها شد. آنقدر در افکارش غرق بود که اصلا مرا نمی دید.

    • سفر تعطیلات آخر هفته به لب دریای جنوب

      سلام به همه

      این هفته رفتیم جنوب و بعد از اینکه در روستای دیرقانون نهار خوردیم رفتیم لب دریا .

       ساحل ناقوره که تقریبا در جنوبی ترین نقطه لبنان واقع شده به دلیل اشغال بودن جنوب، هنوز خلوت و خالی است.

       هوا هنوز گرم و شرجی نشده و ساعتی را کنار ساحل نشستیم.

       بعد از آن رفتیم به منطقه ای که می گویند یک پیامبر در آنجا دفن است.