نجات دختر لبنانی توسط نجات غریق ایرانی

شخصی - درباره ما فرهنگ و آداب و رسوم توریسم

نجات دختر لبنانی توسط نجات غریق ایرانی

شنبه صبح بسیار زود به دریا رفتیم. دریای شهر صور مختلط هست و به این خاطر خانواده‌ها و جوانان مومن، فقط بعد از نماز صبح تا حدود ساعت ۹ می‌توانند از دریا استفاده کنند. بعد از آن خانم‌های مایوپوش، کمال استفاده از آفتاب را می‌برند!
تعداد کمی پیرمرد و جوان در حال ورزش و دویدن و ده پانزده نفر هم در حال شنا بودند.
ساحل دریای صور زیبایی خاصی دارد، و بسیار برای شنا مناسب است چون تا بیش از صد متر بستر شنی نرم و کم عمق دارد.
پسرهایم در ساحل شن بازی می‌کردند. دو خانم جوان طاقت نیاورده و با لباس به دریا زده بودند و با هم به طرف قسمت عمیق‌تر رفتند.
وسط دریا داشتم با گوشی که در کاور ضد آب گذاشته بودم عکس می‌گرفتم که دیدم آن دو خانم سر و صدا می‌کنند و کمک می‌خواهند. چون روی آب بودند گفتم شوخی می‌کنند و پایشان روی زمین است. دو جوان که جلوتر از من و نزدیکتر به آنها بودند هم نگاهی انداختند و کاری نکردند. چند ثانیه بعد نگاهم به همسرم در ساحل افتاد که به خانمها اشاره می‌کرد.
خانم بزرگتر هم فریاد می‌زد کمک کنید خواهرم داره غرق میشه. قضیه جدی بود.
به طرفشان شنا کردم. جوانی آفتاب سوخته از پشت سر من با داد و فریاد و با عجله برای کمک می‌آمد. دلم قرص شد.
موج آرام بود اما با کششی نامرئی به عمق می‌کشید و دخترها نتوانسته بودند برگردند. انرژی شان ته کشیده بود. دختر جوانتر داشت به زیر آب می‌رفت که رسیدم.
مواظب بودم دستش را نیندازد گردنم که خودم غرق شوم. دوران دبیرستان دوره نجات غریق گذرانده بودم. با تلاش زیاد به قسمتی رسیدم که پا به زمین می‌رسید.
وقتی ایستاد، شروع کرد به التماس؛ خواهرم را نجات بدهید، خواهرم حامله است.
نگاه کردم، چهار نفر دور خانم بزرگتر بودند ولی نفهمیدم چرا کسی نمی‌گرفت او را عقب بیاورد. به توصیه مردی که ریش نیم متری اش نشان می‌داد از برادران اهل سنت است، خانم روی آب خوابیده بود. برگشتم که او را عقب بکشم، دیدم جوان آفتاب سوخته که برای کمک آمده بود نفسش بند آمده. بریده بریده گفت تو رو بخدا منو بگیر دارم غرق میشم. وضعیتش خطرناک تر از آن خانم بود.
گرفتمش، انرژی خودم هم ته کشیده بود. نفس نداشتم، وقتی دختر را نجات می‌دادم آب شور دریا تا مغز سرم را سوزاند و نفس کشیدن دشوار شده بود.
کمی شنا کردیم، هنوز پا به زمین نمی‌رسید. دوست آن جوان که عقب تر از ما بود، پایش به زمین می‌رسید. دست ما را کشید و کمک کرد.
جوان با چشمانی دریده به خودش فحش ناموسی داد: ⛔ کسی که دیگه بخواد کمک کنه! و سلانه سلانه به ساحل برگشت.
وقتی به ساحل رسیدم دهانم را با آب خوردن شستم و بطری را دادم همسرم برای آنها هم ببرد. الحمدلله به خیر گذشت.

نظرات (۱۱)

  1. امير گل مكانى

    سلام آقا محمود، 

    خودتون اونا رو نجات دادين؟

    بعد از اينكه نجات شون دادين چى بهتون گفتن؟

    در مورد ايران هم صحبت شد؟

    • پاسخ:

      علیکم السلام. بله. تشکر کردن. یک دعایی کرد که اصلا دقت نکردم چی داره میگه در اون وضعیت. خیر صحبت اضافه ای نشد. هیچکدام نفس نداشتیم.
    • پاسخ:

      جالبه كه فكر میکنید فقط در سایت مطلب نوشته میشه. به توییتر یا کانالهای ما مراجعه فرمایید تا پیش از همه خبرگزاری ها از ریزترین اخبار لبنان مطلع شوید.
  2. باید برم غریق نجات یاد بگیرم 

     

    چند سال دیگه اومدم لبنان این اخبار تکرار بشه 😍😍

    • پاسخ:

      تابستان زیاد غرق می شوند. دیروز دو کارگر خارجی غرق شدند و امروز یک پسربچه شش ساله
  3. سلام ی معما عربی دیدم میشه جوابشو بدید ، احمد درسال نود ده سالش بود همون شخص درسال نودوپنج باز ده سالشه ، میشه بگید چجوری

  4. مسلمونن یا فقط مسیحیها اینطورین؟

    فقط خانومهای بدحجاب با لباس مایو شنا میکنند یا حتی باحجابهای لبنان هم توی ساحل دیگه کاری به دین ندارند؟؟

    کار شنیعی محسوب نمیشه؟؟

     

    • پاسخ:

      این خانم ها که داشتند غرق می شدند مسلمان بودند. مسیحیان و برخی مسلمانانی که پایبندی دینی ندارند با مایو به ساحل می روند. اما خانم با حجاب بی حجاب نمی شود. آنها که مومن نیستند مایو می پوشند.
  5.  

    حقیقتا خیلی علاقه دارم که با یک دختر لبنانی ازدواج کنم

    چون هم خیلی حجاب خوبی دارند و مذهبی هستند هم خیلی زیبا هستند

    زیبایی بی مثال دختران لبنانی و پوست روشن و سفیدی که در ایران خیلی کمتر پیدا میشه...

    اما هرچه مطالب سایتتون و از بدیهای ازدواج ایرانی و لبنانی خوندم نتونستم ذهنم رو منصرف کنم

    کاش میشد کمک می‌فرمودید

    • پاسخ:

      قبلا هم توضیح دادم که زیبایی یک مفهوم ثابت نیست و تابع آموزش و دستخوش معیارهای موجود در خانواده و جامعه است. در لبنان همه زیبا نیستند و در ایران هم همه زشت نیستند. اساسا هر مخلوقی زیبایی دارد و بهره ای از زیبایی برده، فقط باید مجنون بود تا زیبایی لیلی را دید.
      زیبایی های ظاهری هم پس از چند ماه زندگی عادی و فراموش می شوند. پس تکیه روی زیبایی ظاهری نکنید.
      در مورد ازدواج با لبنانی بدی ننوشتیم، شرایط و ویژگی های آن را توصیف کردیم. در اغلب اوقات نمی توان با یک خارجی زندگی سعادتمندانه و شاد و خوشبخت داشت. مگر هر دو در یک سبک زندگی و اخلاقی و رفتاری تربیت شده باشند و مشابه باشند. آمار بالای طلاق ازدواج ایرانی لبنانی توسط کنسولگری، این ادعا را تایید می کند.
  6. سلام

    آیا حزب اللهی های لبنان هم مثل بعضی بظاهر مذهبی های ایران هستند که فقط سید حسن نصرالله رو قبول دارن و یه نمازی هم میخونن یا اینکه  از متدینین ایران خیلی بهترن

     

    • پاسخ:

      علیکم السلام. اگر منظورتان نیروها و کادری های حزب الله است که عمدتا ملتزم و متشرع هستند چون غیر این باشد راه نمی دهند و اگر اعمال نامناسبی از او سر بزند، ارتقا پیدا نمی کند و با تعلیق و اخراج هم روبرو می شود.
      اما اگر منظور مردمی هستند که طرفدار حزب الله هستند و منان جامعه، هم مثل همه جای دنیا، هم آدم مخلص وجود داره هم منافق و دو رو.
  7. سبک زندگی و اخلاقی و رفتاری متفاوتی که باعث طلاق ایرانی ها و لبنانی ها بعد از ازدواج می شه، چیه؟

    البته من قرار نیست با یک لبنانی ازدواج کنم. فقط دوست دارم بدونم.

    • پاسخ:

      جای بررسی داره این موضوع. بطور کلی جامعه ایرانی نسبت به جامعه لبنان از مردسالاری کمتری برخوردار است و زن جایگاه و نقش موثری در زندگی و تصمیم گیری دارد، برخلاف جامعه لبنان که این موضوع کمرنگ تر است. همه رفتارها می تواند به علت اختلاف فرهنگی و سبک زندگی، به اختلاف بیانجامد. از سبک زندگی در بیدار شدن و خوابیدن و مهمان دعوت کردن و پذیرایی گرفته تا نظافت منزل و خرج های ضروری و غیر ضروری و غیره. تازه تمام اینها به کنار، آشنا نبودن به روحیه و فرهنگ طرف مقابل که با مشکل زبان در ارتباط دو سویه افزایش می یابد، باعث ایجاد مشکلات الکی و بی مورد شده و ممکن است سر همین چیزهای الکی دعوا بالا بگیرد.
  8. ماشالله از صدا وسیما هم بدتر سانسور می کنید. من که بالاخره نفهمیدم دخترها را چه جوری نجات دادید. اما همین قدر فهمیدم که به کوری چشم صهیونیست ها الحمدلله هنوز اهل ورزش هستید. خدا حفظتون کند انشاءالله

  9. سپاسگزارم.

    کمی از تفاوت ها در سبک زندگی می فرمایید. من زمانی که وبلاگ داشتید، مطالب را کامل خوانده ام، ضمنا در زندگی ایرانی-هندی ها و ایرانی-تاجیک ها این اختلافات را خیلی جدی تر دیده ام. بحث تفاوت زبانی را هم جدی احساس می کنم. مثلا وقتی با دانشجویان نیجریه ای که حالا دست و پا شکسته فارسی هم می دانند، انگلیسی صحبت می کنم، متوجه می شوم که چقدر دشواره که کلماتی استفاده کنی که هم گویا و رسا باشد و هم ایجاد سو تفاهم نکند. من گاهی وقتی می خواهم به دانشجویی به خاطر دوری از وطن و ... محبت کنم مجبورم بارها یادآوری کنم که پسر جان من بیست سالگی از تو بزرگترم. مبادا محبت من را اشتباه بفهمد و بالعکس گاهی نمی خواهم زیادی جدی باشم اما نمی دانم چطور مکالمه را شکل بدهم که ...

    به هر حال بحث زبان را می فهمم چون زوجین خیلی به حرف زدن نیاز دارند. تفاوت های جدی فرهنگی بین ایرانی ها و نیجریه ای ها یا هندی ها یا عراقی ها و ... را هم دیده ام اما می خواستم لطف بفرمایید کمی مبسوط تر از این اختلاف در سبک زندگی بگویید. مثلا تفاوت در نظافت منزل یا آداب دعوت از میهمان یا خرج های غیر ضروری...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی