خسارت زدگان
بچه ها در ماشین خواب بودند. من هم خوابم می آمد. اینجا محله ساقیه الجنزیر است. کمی قبل از روشه اگر پشت به دریا از شیب خیابان بالا بروید به دانشکده جامعه شناسی دانشگاه لبنانیه می رسید. در آینه ماشین دیدم پیرزنی از پشت نزدیک می شود. قلاده سگش را به دست گرفته بود و آرام آرام، قدم زنان، شیب خیابان را بالا می آمد. لباسش شبیه لباس خواب سفید گلدار بلندی بود. عینک آفتابی گربه ای درشتی بر چشم داشت و موهایش را هم خیلی معمولی پیرایش کرده بود. به سر خیابان که رسید سگش وارد باغچه شده و به کار خودش مشغول شد!
پاسخ ایران به ممنوعیت تشیع در مالزی چیست؟
مدتی است مالزی که مثلا پیشرفته ترین کشور اسلامی بود، اقدامات ضد شیعی غیر معقولی انجام می دهد. هرچند نیمی از تقصیر شاید بر گردن خودمان باشد که به جای مبلغان شیعه، توریست و قاچاقچی و خلافکار به مالزی فرستادیم، اما اقدامات آنها در غیرقانونی کردن مذهب شیعه، حمله به حسینیه ها و مجالس شیعیان و بازداشت شیعیان را نمی توان نادیده گرفت و بی پاسخ گذاشت.
داشتم به این فکر می کردم که اقدامات متقابل چه می تواند باشد. اقدامات متقابل ایرانی ها عموما فشارهای رسانه ای، حملات سایبری، کمپین ها و محکومیت ها و طومار، کاریکاتور و غیره است. داشتم فکر میکردم در لبنان که اینهمه کارگر و کلفت مالزیایی هست حرکتی راه بیندازیم. مثلا شیعه ها کارگر مالزیایی استخدام نکنند.
یادم افتاد اگر امام موسی صدر بود، از اساس کسی جرات نمی کرد و به این سمت نمی رفت که تشیع را ممنوع کند. اگر هم چنین می شد، مطمئنا به جای اخراج و تحریم و جبهه گرفتن، شاید امام موسی صدر دستور میداد همه ی شیعیان فقط کارگر مالزیایی استخدام کنند تا آنها با شیعه آشنا شوند و آداب و رسوم آن را ببینند و هنگام بازگشت به کشورشان، با افکار تند ضد شیعی مبارزه کنند.
عقلانیت و انسان محوری امام موسی صدر گمشده ی روزگار ماست، هرچند رهبران ما حکمت و منطق خوبی دارند اما دشمنان وحشی شده اند، بی منطق شده اند و هدفشان شده نابودی شیعه. جالب اینجاست که در گذشته، نظرات الازهر در تایید یا رد مذاهب مهم بود اما امروز با وجود تایید الازهر و سخنان جالب ریاست آن در دفاع از شیعه، تبلیغات مسموم وهابیت توانسته کار را به اینجا بکشاند.
در دعای سال جدید بعد از ظهور مولایمان، آزادی امام موسی صدر را از خدا بخواهیم.
انقلاب اسلامی، پشتیبان شیعیان جهان
سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران که می رسد، خاطره ها و حس و حال گذشته، در خاطرم زنده می شود. رنگ و بوی انقلاب برایم مزه ی خاصی دارد. حال و هوای آنها که راهپیمایی می کردند، شعار می دادند، به کمک همافرها می رفتند، بچه هایی که سنگر و کوکتل مولوتوف می ساختند، نوای سرودهای اول انقلاب در ذهنم مرور می شود، سرودهای ساده، بی ساز و پیانو و حماسی مثل ایران ایران ایران رگبار مسلسلها؛ ای شهیدان راه خدا، ....
اما
الان در ایران نیستم. در خیابان که راه می روم، در نگاه اول، هیچ نشانه ای از 22 بهمن به چشم نمی خورد. به خاطر تهدیدات امنیتی هنوز مغازه ها (که قبلا از ساعت 7 و 8 صبح شروع به کار می کردند) باز نکرده اند. به سر کار که می رسم چند دقیقه ای برای اینکه حال و هوای ایران را حس کنم، پخش زنده شبکه های تلویزیون را می بینم.
بهانه های یک مخالف امام موسی صدر
در مقابل افرادی که سخنان خلاف واقع می گویند همیشه دو راه وجود دارد: یکی اینکه طرف را با انواع سخنان با خاک یکسان کنی و ریشه اش را بزنی، (کاری که عموما رسانه های ما می کنند و ما هم همین روش را از محیط پیرامون خودمان به ارث برده ایم)
راه دوم این است که خیلی منطقی، مودب، مستدل، آرام و پدرانه با طرف برخورد کنیم. این راه را فقط امثال امام موسی صدر بلدند که سعه صدر قلبی بزرگ دارند. بسیاری از اوقات بزرگی و عظمتش مانع می شد حتی بخواهد به یاوه گویان جواب بدهد؛ یاوه های آنها را نادیده می گرفت. مثلا جلال را.
جلال فارسی شخصی است که سابقه مبارزاتی داشته و از آدمهای مطرح اول انقلاب بود. اما اخلاق و رفتار تند وی او را با همه در انداخت و جلوی عاقبت به خیر شدن او را گرفت. خصوصا وقتی یک روستایی بیگناه را کشت.
دوشنبه 14 بهمن مصاحبه ای با او منتشر شد که باز هم به تکرار اتهامات قدیمی اش به امام موسی صدر پرداخته بود و البته روزنامه، پیش از متن مصاحبه نوشته بود نظرات ایشان به خودش مربوط است و نظر روزنامه نیست. (لینک)
شاید جوانترها خصوصا آنهایی که مثل من وقت انقلاب نبوده اند سخنان خلاف واقع یک مهره ی خودسوخته را باور کنند اما اگر کسی کمی مطالعه داشته باشد و وجدان خود را قاضی کند، قطعا فریب توهمات یک پیرمرد قاتل را نخواهد خورد.
تقریب علوی داشته باشیم یا تخریب اموی؟
اینترنت قطع است. گفتم چند خطی بنویسم.
دلشوره دارم، همراه با درماندگی؛ گفتند صدای انفجار شدیدی شنیده شده. بعد گفتند بمب صوتی بوده، ولی صدای آمبولانس می آید. در لبنان هیچ امنیتی نداریم. ممکن است تا دقیقه ای دیگر زنده نباشیم.
ما ایرانی های ساده ...
بعد از انفجار سفارت ایران در بیروت، شاید اولین نفری بودم که بر اساس اطلاعات اولیه، گزارش مشروحی در این زمینه نوشتم که توسط برخی سایتهای خبری هم بازنشر شد. در انتهای آن گزارش پیشنهاد داده بودم که ایران از این فرصت نهایت استفاده را کرده و به سعودی به عنوان سازنده و فرمانده و پشتیبان اصلی تروریستها هجوم ببرد. هرچند پیش بینی کرده بودم که چنین عملی هرگز انجام نخواهد شد. (آن گزارش را از اینجا بخوانید)
اتهامی قدیمی به امام موسی صدر
نمیدانم شما خود جلال الدین فارسی هستید یا صرفا یک جوان تندرو که هر سخن و تهمتی را می شنود و باور می کند و تکرار می کند! هر چه هست خوش آمدید. (این مطلب مخاطب خاص دارد. این پست در جواب خواننده ای نوشته شد که در ذیل مطلب «تندروها زودتر به ته خط می رسند» اتهاماتی را به بنده و امام موسی صدر و دیگران وارد کرده بود.)
خدمت شما عرض کنم نویسنده مطلب خود بنده هستم و دوستان نزدیک و خوانندگان عزیز می دانند آنقدر عقل و منطق دارم که سلطنت طلب نباشم. اما اینکه شما طرفداران امام موسی صدر، آن بزرگمرد اخلاق و محبوب انسانها، مجتهد جامع الشرایط و فقیه نو اندیش، رهبر معنوی و ناجی شیعیان لبنان را در چند نفر مثل قطب زاده خلاصه می کنید مشکل کوته بینی و کم عمقی اطلاعات شما است اگر ناشی از دشمنی و تعصب کور نباشد!
ایرانی ها کار را دو روزه تمام کردند؟
یکی از خوانندگان عزیز سوالی پرسیده بودند که قبلا در ذهن خودم آمده بود و شاید سوال خیلی از دوستان باشد. آیا قدرت نیروهای ایرانی از همه بیشتر است؟ ایران که حزب الله را بوجود آورده پس حتما خودش خیلی قویتر است و اگر ایرانی ها در سوریه بودند کار دو روزه تمام شده بود.
بررسی و مقایسه قدرت دو نیروی نظامی با یکدیگر خیلی مشکل است. چه برسد مقایسه کشور قدرتمندی مثل ایران با گروه مقاومت حزب الله یا ارتش کشور سوریه. مقایسه در مقیاس کشورها به سبب وجود مولفه های دیگری مثل قدرت مانور سیاسی و اقتصادی و برگ برنده های پنهانی و آشکار آن کشور، بسیار سخت است. با این حال سعی می کنم عوامل مختلف و تاثیرگذاری که به نظرم می رسد ذکر کنم و قضاوت را به خودتان بسپارم.

مقاومت، نهال بالنده ی حسینی
حزب الله لبنان، یکی از عجایب نظامی دنیا است. گروهی که با سرمشق قرار دادن مولایمان حسین (ع) به مقاومت بر ضد بدترین دشمنان خدا پرداختند و امروز به برکت اقتدارشان، دشمن به خواری و زبونی افتاده است.
مقاومت لبنان توسط امام موسی صدر تشکیل شد. این رهبر حکیم و تیز بین شیعه، قبل از آنکه اسراییل به لبنان حمله کند بارها خطر رژیم اشغالگر قدس را به مردم و مسئولان گوشزد کرد و بارها از دولت لبنان خواست تا به موضوع دفاع در برابر دشمن صهیونیستی اهمیت بدهند. از تجهیز ارتش به سلاح های دفاعی گرفته تا سربازی اجباری و آموزش مردم مرز نشین. او اسراییل را شر مطلق نامید و هرگونه رابطه با آن را حرام اعلام کرد. بعد از چند سال بی توجهی مسئولین دولت لبنان، امام موسی صدر دست به کار شد و با کمک شهید دکتر چمران شاخه ی نظامی حرکت محرومین را با نام جنبش امل افتتاح کرد. بعد از شکستهای اعراب از اسراییل، جوانان مقاومت برای اولین بار توانستند در خلده جلوی پیشروی اسراییل را سد کنند.
آنهایی که زنده ماندند به همراه جوانان مومن دیگر، هسته های مقاومت اسلامی لبنان را تشکیل دادند و حزب الله توانست با آموزش و کمکهای ایران رشد کند.
ابو محمد که یک سنیِ لبنانیِ شیعه شده است، از نتایج مقاومت چنین می گوید:
قبلا مقاومت عملیاتهای محدودی انجام می داد که دشمن را اذیت و هراسان می کرد. یک روز طبق معمول در ده نشسته بودیم و صدای عملیات مقاومت را شنیدیم. بعد از مدتی طبق معمول هلیکوپترهای دشمن برای خاموش کردن آتش مقاومت سر رسیدند. اما ناگهان هلیکوپتر ساقط شد. آتش مقاومت برخلاف همیشه ادامه پیدا کرد. دوباره نیروهای دشمن پشتیبانی هوایی فرستادند که آن هم هدف قرار گرفت. عملیات با وسعت زیاد و قدرت تازه ای انجام شده بود که مردم و دشمن متحیر ماندند. بعدا متوجه شدیم مقاومت اسلحه ها و آموزشهای خاصی دریافت کرده و دیگر همان گروه های کوچک رزمنده نیست و عملیات جنگی به معنای واقعی انجام می دهد. بعد از آن بود که دشمن سراسیمه از لبنان عقب نشینی کرد.
جنگ 33 روزه سال 2006 که با پیشدستی حزب الله و کمک قطعی خداوند به شکست دشمن صهیونیستی متجاوز انجامید توجه تحلیلگران نظامی دنیا را به خود جلب کرد. ارتش آمریکا و اسراییل بیشترین تحلیل ها و تحقیق ها را انجام دادند تا رمز پیروزی های این گروه کوچک مقاومت را کشف کنند. طبق معمول برخی مسئولین بی ربط (و غیر مسئولین) در ایران فریاد شوق سر دادند و سلاح های ایران را عامل پیروزی حزب الله معرفی کردند. امری که واقعیت آن عملا چیز دیگری است. در مطالب پیشین به برخی از مواردی اشاره کردم که به حزب الله اجازه ی استفاده از سلاح های ایرانی را در عملیات ها نمی دهد. ( پهپاد زینتی یا سرباز مجانی، و سلاح های ایرانی در میدان عمل) باز تاکید می کنم نه حزب الله در این مورد مطلبی را عنوان کرده نه مانند فلسطینی ها نمکدان شکسته. صرفا تحلیل بنده از اطلاعاتی است که از کاربران سلاح های ایرانی شنیده ام. به هر حال وقتی در اردوگاه آموزشی، می ترسند آرپی جی ایرانی را شلیک کنند، حتما در هنگام عملیات از سلاح بهتری استفاده خواهند کرد. (گلوله آرپی جی ایرانی گاها به خاطر باز نشدن یکی از پره هایش به جای مسیر مستقیم، منحرف شده و خطر آفرین است)
اگر بخواهیم بدانیم حزب الله از چه سلاح هایی استفاده می کند باید از زبان دشمن بشنویم و از فیلم های مستندی که در این زمینه ساخته شده. مجموعه مستند «لو هزم حزب الله» (اگر حزب الله شکست می خورد) مجموعه بسیار جالبی است که قدرت حزب الله را به خوبی نشان می دهد و تفاوت آن با پارتیزان ها و گروه های مقاومت را به خوبی روشن میکند. تصاویر زیر از فیلم فوق گرفته شده است.
اتاق فرماندهی عملیات پیشرفته- میز رایانه ای صفحه لمسی
اتاق عملیات پیشرفته
اتاق فرماندهی منطقه عملیات
نیروهای ویژه حزب الله- اسلحه و تاکتیکهای پیشرفته
نیروهای موشکی حزب الله
نیروهای پدافند حزب الله
سلاح اصلی حزب الله- حکاکی شده روی سنگ های اردوگاه
رزمندگان در حال دعا

اطلاعات و اخبار مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و گردشگری پیرامون لبنان
برای اطلاعات بیشتر به صفحه درباره پایگاه مراجعه فرمایید.
دستهبندی
-
آشنایی با لبنان
(۷۲۶)-
فرهنگ و آداب و رسوم
(۹۸)-
غذای لبنانی
(۱۲)
-
-
اقتصاد و تجارت
(۱۳۴) -
سیاست
(۲۶۹) -
مقاومت
(۳۸۱) -
مذاهب و طوایف
(۶۵) -
توریسم
(۳۵)
-
-
اخلاق و دین
(۲۱۳) -
امام موسی صدر
(۹۲) -
دنیای دیجیتال
(۲۷) -
راهنمای ایرانیان در لبنان
(۷۶) -
شخصی - درباره ما
(۵۶) -
اخبار
(۳۵۶) -
ایران
(۷۹) -
سفرنامه و لبنان گردی
(۲۸)